با تو می آیم
با تو تا آن سوی پرچین های عشق
با تو تا هر ان سوی دبوارها
ان سوی ابرهای انباشته از هماغوشی های هر روزه
با تو می ایم می ایم می ایم
می ایم که باز تکرار کنم
می ایم تا در دستانت جوانه زدن عشق را ببینم
و تو ....
تو
تو
تو
بهار می اید
و با خود نسیم عشق را خواهد اورد
بهار با کوچ کلاغان تا اعماق پاییز و ارمغان چکاوکان
بهار
ما را خواهد برد
تا کوچه های اقاقی ها
کوچه های نفس ها تازه
کوچه های پچ پچ های عاشقانه
و تو چه ساده به این همه خندیدی