تبليغاتX
روزنگار
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
نگاه مي‌كنم
هيچ جا نيستي و
همه جا هستي

پشت به قبله نماز مي خوانم

شعر : پوريا گل‌محمدي

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:36  توسط الی  | 

~ ~ ~
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
گاهی ادم می مونه هاج و واج تو اینکه بالاخره چی درسته چی غلط، حق الناس چیه و چقدر اهمیت داره، آیا این درسته که یکی ساعتها نماز بخونه و برای ارامش ذهنش مدام ذکر بگه و تو امور یومیه فقط در راستای مخدوش نشدن ارامش درونی خود و خانواده از دیگران مایه بذاره!!!  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:34  توسط الی  | 

~ ~ ~
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
امروز همش داشتم به ابتیمم مقدار و یوتیل فکر می کردم ، کلماتی که تو اقتصاد خرد خیلی خیلی استفاده می شن. 
به این فکر می کردم که کاش می تونستم ابتیمم مقدار محبت را پیدا کنم چون معمولا تو محبت کردن تعداد یوتیل های محبتی که استفاده می کنم خیلی بیشتر از ابتیمم یا همون مقدار بهینه س از این رو با زیان مواجه می شم !! البته عزیزی همیشه به من می گه چون طرف معاملت کس دیگه ای ضرر نمی کنی حتی اگر از ابتیمم یا همون مقدار بهینه خارج بشی!!

پ.ن: زیان در مقوله محبت  نه از جنبه اقتصادی بلکه از این لحاظ که برخی نه که جنبه ندارند باعث می شن ادم از کرده خودش پشیمون شه همین و دیگر هیچ ! 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:32  توسط الی  | 

~ ~ ~
شنبه هفتم اردیبهشت 1387

دیشب بعد از مدتها موقع خوابیدن چشمم به ماه افتاد ؛ هاله زیبایی داشت، منو به روزهای گذشته برد؛ زمانی که شاید هنوز ۱۰ سالگی برام معنی بزرگ شدن داشت، شبها همیشه خیره می شدم به ماه ، انقدر که احساس می کردم خیلی نزدیکم بهش و نبض حیات ماه رو احساس می کنم، دیشب مثل همون موقع ها انقدر خیره شدم به ماه تا نزدیک دیدمش احساس کردم پیرتر شده ، پاشدم خودم را تو آینه نگاه کردم ، دیدم خودم هم پیر شدم .
اون هم مثل من غمگین بود، حتی احساس کردم بیشتر از من ، اون از اون بالا خیلی چیزهایی رو می دید که من نمی دیدم ، کاش می تونستیم با هم حرف بزنیم.  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:35  توسط الی  | 

~ ~ ~